گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۱۵ ق.ظ

معماری داخلی اتاق صدرا (1)...



از روزی که فهمیدم

رسالت فعلی من کسب هنر توانگریست

عبارت  "معمار داخلی " هی پیش چشمم ظاهر شد...

هر چی استغفرالله گفتم و فوت کردم به اینور و اونور فایده نداشت!

از هر طرف که رفتم رسیدم به همون.

حالا چرا فرار میکردم؟

این مهارت چیزی بود که از اوایل تحصیل معماری

مثل یک میوه ممنوعه بود برایم!

از نظر من کار دکور، سوسول بازی بود

و ثمره شکم سیری و بی دردی...

کاری که قرار نبود گره از زندگی مردم بگشاید

فقط  به درد خوشگل کردن در و دیوار میخورد.

مطمئن بودم که این قبیل بزک دوزکها راست کار و منش من نیست.

اما زندگی به من ثابت کرده که

گاهی همان که شدیدا از آن میگریزی روزی مقدریست که آخرش یک گوشه ای گیرت میاورد...

کلی خطابه خوندم برای خودم  تا بپذیرم، 

نمی میرم اگر، 

السلام علیک یا حوایی بگویم و میوه ممنوعه را لمس کنم.



  



ادامه را در اینجا بخوانید.



 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۱
نجمه عزیزی

نظرات (۱)

از خوردن میوه ممنوعه ضرر نمیکنی رفیق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی