گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۶، ۱۸:۵۸ - ناشناس
    ...
دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۱۷ ق.ظ

معماری داخلی اتاق صدرا (2)...


تصمیم گرفتم مشق دکور را با اتاق پسرم شروع کنم.

شیرجه رفتم در دریای دیدن و دیدن و دیدن

و پرسیدن و پرسیدن و پرسیدن

و البته کشیدن و کشیدن و کشیدن...

اما تازه وقتش شده بود که اکراهی که حس میکردم را لمس کنم!

هیچ طرحی خوشحالم  نمیکرد،

با این که پولش را از قبل کنار گذاشته بودم

اما اصلا نمیتوانستم خودم را قانع کنم که

ثمره تلاش و عرق ریزی روحم را صرف آرایش اتاق کنم!

نشدنی بود انگار !

منی که از اوج نوجوانی تا حالا روغن بادام و حنا و وسمه  و سرمه را،

و از آن بهتر میوه ارگانیک و جوانه گندم و ورزش را،

ترجیح داده بودم  به کرم و رژ و ریمل...

منی که در فن زیباپرستی،

عاشق وضوح و خلوص و سادگی هستم،

چطور خودم را راضی کنم به اتاق آرایی؟!

اصلا چرا خودم را راضی کنم؟؟!!!

اصلا ...(غیر قابل پخش!)

این مکالمه و این دعوا با خود بارها تکرار شد

و بارها به این نتیجه رسیدم که: غلط کردم!

اما هر بار یادم افتاد که وقتی دغدغه ای هی تکرار شد و هی به جلوه ای تازه رخ نمود

یعنی این که شاید حقیقتی پنهان در آن است و به غلط غلط میپنداریش..

***

حافظه ام از تصویر و رنگ و لعاب پر شده بود

اما چیزی که شوری در من برانگیزد نمی یافتم...

کم و بیش بریدم

و داشتم به راههای دیگر می اندیشیدم تا این که...


***


این ماجرا دامه دارد...


ادامه را در اینجا بخوانید..




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۱
نجمه عزیزی

نظرات (۳)

ای بابا! چرا سر کارمان میگذاری؟؟
پاسخ:
سودابه جون یعنی الان منتظر بودی چی ببینی خواهر؟؟؟!!
نجمه جان از صمیم قلب به تو تبریک می گم می دونم که چققققققققدر زحمت کشیدی منتظرم عکسای فایناله کارو برام بفرستی باهاش پز بدم اسااااااااااااااااااااسی

بابا بنویس بقیه اش رو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی