گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ق.ظ

معماری داخلی اتاق صدرا (8)

هر چند اوس پرده ای امروز و فردا کرده و پرده ها هنوز جایش خالیست،

اما قضاوتهای همه روی این طرح خیلی مثبت بوده، 

هرچند ابزاری برای تمییز تعارف و واقعیت را ندارم،

با اینحال حجت قطعی در این که این هزینه و انرژی را به درستی خرج کرده ام،

بهبود ملموس و غیر قابل انکار احوالات پسرک هست...




پی نوشت:

1-عکسهای نهایی و با کیفیت بهتر متعاقبا به متن اضافه خواهد شد ایشالا

2- اگر مادر امروز یا فردا هستید و اگر کودک امروز یا دیروز لطفا نظرتان را بنویسد: طراحی اتاق کودک از نظر شما به چه قواعدی متکیست؟ آیا با مقوله امکان بهبود کیفیت زندگی به کمک طراحی موافقید؟








موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۱
نجمه عزیزی

نظرات (۹)

۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۴ گیس گلابتون
تبریک می گویم
هم برای اتاق بسیار زیبا
هم برای نوشتار عالی
و هم برای پیدا کردن علت اصلی آراستن اتاق: سلامت جسم و جان (نه قرتی بازی و فخر فروختن)


اتاق زیبایی است. خدا حفظت کند. بسیار زیبا

پی نوشت: هنوز کامنتهای سایت را پاسخ نداده ام، بنابراین هنوز کامنت شما در سایت نمایش داده نشده است. تا 48 ساعت دیگر نمایش داده میشود


پاسخ:
وای...چقدر باعث افتخار منست حضور و نظرتان معلم بی ادعای من...
خیللی خوب بود نجمه جان
معلومه کار خودته.
خوش بحال پسرک قصه ما
من دیگه از کمبود قصه برای نازگل قصه های گلستان و مرزبان نامه رو با اندکی تصرف تعریف میکنم :)
پاسخ:
ممنون رفیق جان... خوشحالم که خودمو دیدی توش
قصه های رامونا را دریاب که راست کارته شایدم خوندیش..ما که مدتی هی میخوندیم هی از سر میگرفتیم با بر و بچ
سلام نجمه عزیز. من هم از شاگردان گیس گلابتون هستم. من هم روغن های گیاهی و اسانس گل ها و سدر و حنا را به هر چیزی ترجیح می دهم. حتی ناخن های من به جای لاک رنگ حنا به خود دارد. 
نجمه عزیز من معماری نخواندم. اما همیشه به طراحی داخلی و دکوراسیون علاقه داشته ام. بعد از سالها بالاخره مادرم را راضی کردم که اجازه دهد دیوارهای اتاقم را رنگی به جز سفید بزنم. من هم یک دیوار را یاسی کمرنگ کردم. دیوار روبه رویش را هم شبیه به همان رنگ منتها رنگ صورتی اش بیشتر است. اتاق من دوتا پنجره دارد رو به روی هم . برای همین آن دوتا دیوار را هم سفید کردم با پرده های سفید. در انتخاب پرده خیلی دقت کردم. پرده ی توری ساده که ارزانتر از همه بود اما یک ویژگی خاص داشت. داشتن تعدادی تار نقره ای رنگ که وقتی نور روی آنها می تابد مثل کریستال می درخشد. نور خورشید که بهش می تابد یا شب ها که چراغ قوه رویش می اندازم روح انگیز است. کف اتاق هم به جای فرش دو تا قالیچه انداختم و چیدمان اتاق را طوری تنظیم کردم که اتاق دلباز باشد و وقتی نگاهش می کنی فضای باز زیادی جلوی دیدت باشد. کلا دوست دارم میدان دیدم باز باشد و خالی مثل دشت. 
نوشته های شما من را امیدوار کرد که می توان خانه ای داشت آنطوری که می خواهی. دکوراسیونی با متریال های طبیعی مثل چوب و وسایل و چیدمانی که  فضای خانه های سنتی ایرانی را زنده کند. همچنین وقتی به نمایشگاه گل و گیاه پاییزه تهران رفتم کلی امکانات جدید فراهم دیدم که طبیعت را هم به دکوراسیون اضافه کنی مثلا دیوار سبز یا آکواریومی که به جای ماهی گیاهان زیبا دارد. همچین تراریوم های بسیار ابتکاری و زیبا. 
موفق باشی. 

پاسخ:
سلام عزیز دل!
من از همون موقع که در مورد جهنم و ابراهیم و...کامنت گذاشتی فهمیدم که آشنایی
تجربه قشنگت در مورد دکور اتاقتم سعی کردم تجسم کنم..بابا کارت درسته !بازم به من سر بزن
خسته نباشی بهرحال علیرغم همه موانعی که من ایجاد کردم تونستی این کار را به اخرش نزدیک کنی :)
پاسخ:
ازت رد میشم مانع عزیزم! با خودم میبرمت!!

سلام

جمیل وقابل تحسین.

به دل نگیرید نمیدونم چرا  اتاق رو می بینم سردم میشه !!!

پاسخ:
حستان درست است...هنوز عناصر گرما بخشی مث فرش و پرده نرسیده اند...سرد است من سرمایش را حس میکنم و پسرک کیف میکند از بس که حرارت دارد وجودش...همین که از کما درامدید خوبست 
سلام
بالاخره تو کامپیوتر و با تصویر بزرگتر دیدم
حالا که همه حسابی تشویقت کردن من می خوام نظرات غر غر گونه و مخالف و انتقادیمو شروع کنم.
خب اول اینکه من اصلا خودمو طرف یک معمار تازه کار نمی دونم حالا هر چی که تو بگی اولین کار معماری داخلی و اینا...

پاسخ:
بیتا جون من از تعریفای همه خیلی خوشحال میشم و سپاسگزار هستم ولی واقعا به نقد احتیاج دارم بخصوص از طرف شما و همسرت  که کلی واردین و تجربه دارین...احتیاج دارممممم میفهمی؟؟؟  خیلی خیلی ازتون ممنونم و حتما به مطالبی که گفتین فکر میکنم
یه بار گفتم من اگه بودم از مصالح وطنی استفاده نمی کردم.حالا یه جور بهتر بگم

رنگ ها کیفیت ندارن.ترکیب رنگ ها شاد نیست .غم انگیزه.زنده نیست.بعد از صحبتهایی که در مورد کارت شد آقای بابای ما تو اینترنت اتاقهای کودک و نوجوان رو سرچ کرد..خب..نباید وقتی اینهمه امکان وجود داره....منظورم از نظر انتخاب رنگه...ترکیب آبی و زرد بهتری میشد پیدا کرد
معمولا ام دی اف های آلمانی بهتر از ترک و ترک بهتر از ایران و چینه.درجه ی شفافیت ورنگ و طرح قابل مقایسه نیست.
نکته ی دیگه طبیعتی بود که بهش اشاره کردی.خب من اگه پول داشتم هرگز،هرگز و هرگز چوب رو با ام دی اف عوض نمی کردم
پیاما اون وری وارد میشن.بد شد که....

شاید یه دلیل هم عکس هان که انگار شب گرفته شدن.هیچ اثری از نور آفتاب و روشنایی طبیعی نیست
رنگ من رو خیلی تحت تاثیر قرار میده.مثلا وقتی یه ماشین سفید یا نقره ای میبینم میگه چه زشت و وقتی همون ماشینا رو بایه رنگ مثلا سورمه ای میبینم ،یا حتی با یه رنگ خارجکی(کیفیت رنگاشون لامصبا قابل مقایسه نیست با مال ما) همونو میگم عالی
واسه همین به بقیه اش توجه نکن:
طراحی میز ،کمد،تناسباتشون و دیواره ی جلوی میز ....نه دیگه واقعا تحت تاثیر رنگم...
اما اتاق پر شده از مربع و مستطیل...میشه عکسای روزشم بذاری؟

این حرفا از سلیقه ی آدمام آب می خوره...من دیوونه ی آبی قهوه ای ام.اما زرد قهوه ای اصلا،حرفشم نزن ...آبی البته باید آبی آسمون یا دریا باشه،قهوه ای باید قهوای خاک و زمین.
یه چیز دیگه ام بگم.یه بار نوشته هاتو با صدای بلند برای آقای بابا خوندم اما موقع نوشتن اینا هیچی یادم نبود و سعیم نکردم یادم بیاد.اگه اشکالی هست ببخش

یه چیز دیگه ام بگم.کمد،تخت و میز زده ان بیرون از دیوارا.اشیا با دیوارا ارتباط برقرار نکرده ان...وای گمونم بازم مشکل من رنگی باشه.خب البته اینم یه راه حل بود.که مصالح رو هم رنگ دیوارها انتخاب کنی،اون وقت با رو تختی و بالش،درب کمد یا چند کشوو....رنگ جدیدی هم مهمون کنی.
پاسخ:
حرفات خوبه منم نمیخوام چیزی رو توجیه کنم ولی صدرا رو که میشناسی اهل کشتی و چالشه با هماهنگی و صلح و ثبات زیادی حال نمیکنه شده گیس سارا رو میکشه که یه اتفاق هیجان انگیز خلق کنه...دلیل تضاده تا حدود زیادی همینه ولی خب حتما میشه بهتر هم بهش فکر کرد...بازم ازت ممنونم. هر چند میدونم تو هم مث صدرایی و اگه خیلی ممنون نباشم بشتر حال میکنی!!!
۰۵ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۲ مهدیه مبشری
بهترین ابزار برای تمیز دادن تعارف و واقعیت را من دیدم و هر روز چیز جدیدی در او کشف می کنم.در حرف زدن،در رفتار،در بخشش و در تفکرش.واینگونه پسرک از مادرش یاد میگیرد که:
هر روز حس بهتری را به دوستانش هدیه بدهد.....
خانم عزیزی به خاطر این ذوق زیبا و این صدرای با ذوق به شما تبریک میگویم.آرزوی من سلامت جسم و روح اوست.
پاسخ:
خوشحالم که صدرا معلمی مثل شما دارد که با حفظ  اعتدال (که قطعا مشکلست) تشویقش می کنید و تلاشش را میفهمید...قدمتان به روی چشمم. ممنونم که خواندید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی