گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۹ ق.ظ

از اشتیاق فلجم یا طبیب...



ترم یک یک بار پیله شدم به دکتر وزیری که:

آیا هر سوال یک جواب دارد؟؟

یادم نیست چه جوابی داد...

فقط یادمه که پیله شد که : چه جوری این سوال به ذهنت رسید؟!

سوالم را خیلی جدی نگرفتم،

حتی خودم را 

به اتهام یک "صفری" که میخواهد خودی بنماید پیش استاد پروازی

سرزنش هم کردم!

اما این از آن دسته سوالها بود که مدام پیش چشمم ظاهر میشد

و خودش را یاداوری میکرد.

تازه افتاده بودم به گردابی هایل...شنا نمیدانستم

در بهترین حالت شناور بودم و در بیشترین حالت غرق و غوطه ور...

و هر بار سری بیرون میاوردم و نفسی می کشیدم،‌حاضر بود:

هر سوال یک جواب دارد؟

کم کم عیانتر شد:

هر کالبد قابلیت حمل معنایی مشخص را دارد؟

آیا یک معنا در کالبدهای مختلف قابل تجربه هست؟

آیا ما آدمها نیستیم که معانی را به کالبدهای مختلف نسبت میدهیم؟

و آیا بیم آن میرود که پتانسیلهای حقیقی یک مکان کشکی بیش نباشد؟

***

بیست و یک سال از آن روزها گذشته،

هنوز هم لحظات زیادی شناورم 

و هنوز هم حس میکنم قلق شناگری را نیافته ام،

شاید هم زیبایی معمار بودن به همین بیحد و کرانگیهایش باشد...

اما آن سوال دیگر قدرتی ندارد

جوابش نفهمیدم کی و کجا اما به وضوح پیدا شده:

کالبدها با ذره ذره ی ساحت وجودیشان

بستر تجربه ذره ذره ی معنایی خاص هستند...

بعضیاشون تا مرز حواس پنجگانه پیش میرن

بعضی تا حس ششم،

و بعضی اوج میگیرند...

می روند و می برند تا خود خدا...

***

معماری را باور کرده ام،

یک جور سنگین و استخوان سوزی هم باور کرده ام،

و همین گاهی فلجم میکند...

مشتری این روزهایم دختر خانمی بسیار خاص و مشکل پسند است 

این است که بعد بیست و یک سال خظ کشیدن،

دوباره مثل یک صفری سرگردان، خون توی انگشتهایم یخ بسته است... 



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۳۰
نجمه عزیزی

نظرات (۵)

یه حالتی وجود داره که مجهولات بیش از معادلاته
در ریاضیات
اون وقت بینهایت جواب موجوده که باید یکیش رو انتخاب کنی
شاید به دردت بخوره این حالت
پاسخ:
آفرین به این دل روشن...دقیقا درست گفتی انگار هیچ جوابی غلط نیست و همین معما را سخت می کنه...کاره از جنس ایجاده نه ترمیم
 فقط باید محدوده سوال رو تنگتر کنی
هی مقیدش کنی ببینی کدوم جوابها توی اون محدوده قرار میگیره
در واقع  تویی که تعیین میکنی جواب یک سوال چیه
و این عالیترین حالت ممکنه
از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی!
پاسخ:
همین دیگه این از اون اوقاته که دلت آزادی نمیخواد..دلت میخواد رشته ای بر گردنت بیفکنند و ببرندت! آزادی وقتی بلد نباشی مصرفش کنی باره رو شونت..میشه بازم بفهمی چی میگم؟؟!
میدونی رفیق
درست نمیدونم حالم الان خوبه یا بده
اما خیلی عجیبه
یه آرامش مشکوکی دارم این مدت
پاسخ:
حالت خوبه شک ندارم..جواب داده دمت گرم
میفهمم دوست قدیمی
من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم :)
پاسخ:
اونو که هستم حتما!  اما گاهی اونقدر مسیرها نا مشخصه که یوسف که سهله حاضری فرعون یا حتی حضرت آیت الله آنخمائو هم در بندت کشد با تصمیمش اما بار انتخاب روی دوشت نباشد!!
سلام سال بالایی،
راجع به موضوعات ممنوعه صحبت کرده بودید!
این موضوعات از اون دست موضوعاتند که هر از گاهی به جان آدم هجوم می آورند، ولی برای ادامه زندگی لازمه در این جور مواقع هدفون رو بذاری روی گوشهات و صدای آهنگ رو بلند کنی و باهاش برقصی ... تا از ذهنت موقتا برن بیرون.... :)
                                                 یک سال پایینیِ خیلی خیلی صفری!
پاسخ:
ای جان چه پیشنهادی!
تین ایجریمان را که اصحاب خرقه و زهد محروم کردند از این نعمت الهی! حالا سر پیری گاهی به این نسخه متوسل می شویم در خفا آن هم با موسیقی سنتی(!)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی