گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۶، ۱۸:۵۸ - ناشناس
    ...
دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ق.ظ

شعر صدرا


پسرکم برای اتاقش 
شعر کوتاهی گفته که خیلی قشنگه:

 اتاق بنده داره
دو رنگ آبی و زرد
تو اتاقم میشنم
حس می کنم شدم مرد!
کتاب داره میز داره
خواب دل انگیز داره

آبیش که سرده زردش که گرمه
لحاف تختم همیشه نرمه...!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۴
نجمه عزیزی

نظرات (۳)

قبل اینکه کامل کنم نظرم رو یهو فرستاده شد :)
کل ایل و تبار رو شاعر کردی رفیق
دمت گرم
پاسخ:
این یکی بد جوری ترمز بریده...!
سلام
برادر زاده ام یک روز به من گفت: عمه، من هم شعر میگما!
گفتم: راستی؟! خوب یکیشو بخون ببینم!
با ژست شاعرانه ای گفت:
من میگم عاشقی سخته/ تو میگی بالش رو تخته!!!
پاسخ:
سلام مهناز جان...خیلی ریز به مساله ای مهم پرداخته! چند سالشه وروجک؟
آره راست میگی!
موقعی که پسرک این شعرو گفت 8 سالش بود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی