گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۶، ۱۸:۵۸ - ناشناس
    ...
يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۵۳ ق.ظ

تاج قربانی

خردی نکرده خود نشده پیر می‌شویم

بر چارمیخ واقعه زنجیر می‌شویم

شوق سپید رد شدن از ابرها به دل

از اوج بال خویش سرازیر می‌شویم

با دست خود به دست قفس قفل می‌زنیم

قربانی قساوت تقدیر می‌شویم

با اینهمه در آنسوی یک آرزوی دور

از خواب خویش بر شده تعبیر می‌شویم

من خواب دیده‌ام پس از این سالهای کور

در چشم خیس آینه تکثیر می‌شویم

می‌آید ن همیشه بهاری که جای نان

با لقمه‌های نور و نوا سیر می‌شویم

***

(شعری از دوران نوجوانی)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۴
نجمه عزیزی

نظرات (۱)

سلام نجمه جان 
شعر بسیار خوبی رو سروده ای . خواندنش بسیار حالم را خوب کرد و حس خوب به من داد.
پاسخ:
سلام  ...چقدر خوب. ممنون از ادب و بازخوردتان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی