گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۶، ۱۸:۵۸ - ناشناس
    ...
يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ق.ظ

امشب همه میکده را سیر بنوشید...

جمعه صبح در حالی که قلبم توی دهنم بود از نگرانی زیر و سفت و آزاردهنده‌ای که نمی‌شد انکارش کرد تصمیم گرفتم دل به دریا بزنم و در پیاده‌روی خانوادگی دانشگاه یزد شرکت کنم. گفتم تا فردا خدا بزرگ است، اگر مثل آن روز شوم داغدار شدیم دوباره که خب کمی به تن و جانم قبل از گرفتاری صفا داد‌ه‌ام و اگر راه زندگی روان بود می‌توانم به عنوان یک جشن پیروزی پیش از موعد روی آن حساب کنم و چه خوب بود!
می‌دویدم و عجیب هماهنگی بود بین قدمهایم که بر آجرفرشهای دور حوض محوطه میکوبیدم و حال پریشانم که بیم و امید را درست یک اندازه با هم داشت و حامد همایونی که آنقدر حال این دوران ملت را خوب فهمیده که مرغ عزا و عروسی همه شده!
***
 
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید
که امشب سر هر کوچه خدا هست
روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست
نه یک بار و نه ده بارو که صد بار
به ایمان و تواضع بنویسید خدا هست
خدا هست و خدا هست و خدا هست
امشب همه میکده را سیر بنوشید
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید
دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید
در شادی این کودک و آن پیر زمین‌گیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت نخور
ای جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است
مردم شهر به هوشید...؟
***
موسیقی فاخر و اصیل هر دوران البته جایگاه ویژه خود را در ذهن و اندیشه اهل آن دارد و گمان می‌کنم با همه ناواردیم در این مقوله میتوانم خودم را مخاطب و درک‌کننده بخش زیادی از آثار آن بدانم. اما هر چه میگذرد بیشتر میفهمم که موسیقی پاپ را هم باید گوش بدهم و از دوست داشتن و متاثر شدن از آن شرمسار نباشم چرا که آینه روشن حال مردم هر دوران است و قرارگاه مطمئنی برای دیدار من با بخشهای مهجور وجود خودم و دیگران.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۳۱
نجمه عزیزی

نظرات (۲)

۰۱ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۴۰ فروغ السادات نورانی
سلام مهربان بانوی خوش سخن
امیدوارم ایام به کامتون باشه و دنیا بر وفق مرادتون.آدم باید از خیلی چیزها لذت ببره و اونها رو تجربه کنه حتی چیزهایی که یه دوره سنی فکر میکرده زشته .....اشتباهه.....امیدوارم همیشه از همه داشته ها و تداشته هاتون شاد باشین.
راستی شما الان کجا هستید؟ دانشگاه مشغول به کارید؟
پاسخ:
قربانت فروغ جان..کاش راه تماسی میذاشتی!  ممنون از آرزوی خوبت. منم مشغولم کمی دانشگاه کمی طراحی نوشتن شعر زندگی...
۰۵ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۴ امین آرامش
نجمه جان، این حس استرس رو خیلی از ما داشتیم. خوشحالم که با خوشی تموم شد. واقعا ساعات طاقت فرسایی بود...
یزد برای من همیشه یه شهر فوق العاده محسوب میشده، مادرم توی این شهر معلم شده و بعدها دوستان بسیار خوب یزدی ای هم داشتم. البته سهم شیرینی های بی نظیر یزد رو نباید توی این حس خوب دست کم گرفت. ؛)
خوشحالم که یه دوست خوب یزدیِ متممی هم دارم. :)
پاسخ:
ممنون امین عزیز... قدمت رو چشم! در این صفحه و در یزد. 
کلا چشمهایم روشن میشود به وقت همکلام شدن با رفقای امن و پاکیزه متممی... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی