گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ب.ظ

اندوه چاقی!


وزن اضافه با بچه هایم آمد و در این حدود دو دهه، هی اضافه و کم شد اما اصلش ماند و این روزها نمی‌دانم چرا عزم فتح مرا کرده‌است.

از بچگی شوق کودکانه و تمام‌نشدنی و بی‌توجیهی به تماشای قیافه خودم در آینه داشته‌ام اما این روزها نمی‌توانم فربهی روزافزون و بی‌منطق و ترسناکی که وبالم شده را نادیده بگیرم و هم‌چنان به آینه لبخند بزنم! 

جملات مثبت هی صف می‌کشند که:‌ خودت را چنان که هستی بپذیر و شهامتت را نباز و ... اما مدتی است که دیگر چنگ انداختن به دامان عزت و کرامت نفس اصلا آسان نیست. هیچ رقمه نمی‌توانم این بیست کیلوی اضافه را به اندازه اصل اندازه خودم، خودم بدانم. بیست کیلویی که حداقل ده کیلویش اصلا نمی‌داند چه‌کاره و از کجاست، همین‌جور علاف و سرگردان در اقلیم وجود آواره مانده‌است.

واقعا چه فضیلتی است در کمر باریک که همه استغنا و بیخیالی مرا به چالش کشیده‌است؟ نمی‌دانم شاید سندی است نشانه عزم جزم و همت والا، شاید آینه‌ای است مقابل پختگی و جوان‌بختی و زیستن درست و انسانی! 

بدنم با این بیست کیلوی اضافه یادآور سکون  است و خمودگی،‌سکونی نه از جنس ثبات و آرامش که از قماش محبوسی و استیصال.

بدنم با این بیست کیلوی اضافه، تناسباتی کودکانه یافته و این کودکی نابهنگام و ناگزیر‌،نه از جنس طراوت و صفا که از جنس اعوجاج و جاماندگی است. 

بدنم با این بیست کیلوی اضافه شهادتی خاموش است به این که این آدم راه شادمانی را بلد نیست و فقدان سرتونین و اندروفین طبیعی و تمیز را با خوراک جبران می‌کند.

و از همه غم‌انگیزتر این‌که 

بدنم با این بیست کیلو وزن اضافه، تصدیق روشنی به این حقیقت است که برای پردازش خوراک بیش از حد نیازم چقدر به محیط زیست لطمه زده‌ام.

این بیست کیلوی اضافه را نمیتوانم خودم بدانم و از اینرو احساس می‌کنم روحم در آن راه نیافته و مثل مرده‌ای این سو و آن سو حملش می‌کنم.

این همدم مرده همیشگی مدتی است که بدجور مرا آلوده خودش کرده و نمی‌گذارد صدای زلال و روشن خود واقعیم را وسط لایه‌های ابهام و کدورت و چربی دریابم.

***

سلام خدا و پاکانش بر امنیت و چالاکی و زیبایی و عشق

شهادت میدهم که من واقعی اسیر است در چنگال این مهمان ناخوانده

رحمی نما بر من

به حق رافتت ای پرورگار سبکباری و سبکبالی!



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۷
نجمه عزیزی

نظرات (۱۰)

نجمه جان.
توی این چند سال، دوستانی رو توی باشگاهمون دیدم و میشناسم که اولش اضافه وزن زیادی داشتن، اما بعد با یه برنامه ریزی درست و با یه عزم جزم و با یه ورزش منظم (حتی با دستگاه (اولها فکر میکردم کسی نمیتونه فقط با دستگاه وزن کم کنه) و البته به کمک راهنمایی های یه مربی مجرب و حرفه ای) و همچنین با تغذیه مناسب، نه تنها اضافه وزن شون رو به میزان دلخواه از دست دادن، بلکه حتی الان، اندام های بسیار زیبا و متناسبی دارن.
پس لطفاً نگران نباش. اگه خودت بخوای و کمی بیشتر براش وقت بذاری و براش تلاش کنی، حتماً میتونی به وزن دلخواه برسی. 
دیدم که میگم. :)
پاسخ:
شهرزاد من پیر باشگاه ها شدم یه عمره.. ایروبیک یوگا پیلاتس تایبو ....راستش دیگه تصمیم دارم باشگاه نرم . حداقل تا زمانی که مشکل نرم افزاریمو پیدا و حل نکرده ام!   ممنونم از لطف و دلگرمیت خواهر
سلام
متنی که نوشتی اونقدر به لحاظ تکنیکی زیبا و فصیح و بلیغ و شیوا و گویا بود که نتونستم قلمت رو تحسین نکنم
و اما بعد...
منم به قولی با تو هم دردم
سالهای سال باریک و خوش تراش و ورزیده و پر تحرک بودم. و هر چه بی مهابا می خوردم انگار تا آخرین ذره جذب عضلاتم می شد و چاقی برای من معقوله ای بود بیگانه و نا آشنا اما قریب به یک دهه هست که چاق و دفرمه و کم توان و رو به زوال شده بودم و بدتر آنکه دل و دماغ و اراده ای بر بهبود نداشتم تا این که سه ماه پیش در اثر اتفاقی و شوکی روانی به شدت افسرده شدم و نه کیلو اضافه وزن ظرف مدت 3 ماه قوز بالای قوزم شد متعاقبا" کمر درد و اختلال تنفسی و 1600واحد کلسترول خون گریبانم رو به سختی گرفت و مجبور به مصرف داروهایی با عوارض جانبی فراوان شدو و شد آنچه نباید می شد.وضعیت بغرنج مذکور، باعث تشدید افسردگی شد و حسرت دقایقی شاد زیستن آرزویی محال می نمود. تا اینکه یک ماه پیش به جشن عروسی دوستی دعوت شدم و به خودم امیدواری دادم که یک شب کمی خوش میگذرانم اما چشمتان روز بد نبیند شب موعود با دلی صابون زده سراغ کت و شلوار مجلسی ام رفتم و دیدم ای دل غافل، چند سایزی برام تنگ شده. خلاصه همه چی کوفتم شد و مراسم رو نرفتم. اما درد این (به قول امروزی ها) ضد حال به قدری آزارم داد که عزم جزم کردم تا علاج کار کنم. طبق عادت معهود رفقای متممی برنامه ای تدارک کردم و میکرو اکشنی در نظر گرفتم. پیاده روی شبانه. گرچه در طول روز پیاده روی زیاد می کردم اما دویدن رو تاب نمی آوردم و نفسم یاری نمیکرد. شب اول از منزل تا سر کوچه دویدم. چنان به معنای واقعی کلمه بریدم که بعد از قریب به دو دقیقه دویدن ، ده دقیقه روی زمین نشستم تا نفسم بر گردد و اقراق نیست اگر بگویم مسیر برگشت به خانه را خزیدم. از آن شب به بعد شبی چند قدم بیشتر از شب قبل می دویدم و کمی راحت تر تحمل میکردم. امروز حدود دو ماه از شروع این برنامه میگذره. بد نیست بگم به حدی وضعیتم بهتر شده که روزی 2 ساعت در باشگاه ورزش میکنم. هر روز بیش از 20 کیلومتر پیاده راه پیمایی می کنم و هر شب می توانم نیم ساعت نرم و مستمر بدوم. اینهمه تغییر تنها ظرف 60 روز. این رو هم بگم که کلسترول خونم به مرز حداکثر نرمال نزدیک شده. دو هفته اول واقعن سخت و دردناک بود اما رفته رفته هر شب توانم بیشتر شد و عزمم راسخ تر. اینها رو گفتم که بگم هیچ وقت برای شروع دیر نیست.حتی اگه اوضاع خیلی وخیم باشه. میکرو اکشن ها خیلی کمک میکنن. تصمیم بگیر برنامه ای دست یافتی و سهل برای خودت بچین و شروع کن و هر بار کمی (تنها کمی) بیشتر از دفعه قبل تمرین کن. روزهای اول هزار دلیل منطقی و محکم خواهی یافت که متوقف بشی و ادامه ندی. اما تو پنبه توی گوشت بکن و صدای انکر نا امیدی رو نشنو. دو سه هفته تحمل کنی و متوقف نشی، ادامه مسیر خیلی هموار تر از قبل می شه و شک نکن نتیجه خواهی گرفت. من طی این دو ماه از شر هفت کیلو از آن 9 کیلوی کذایی رها شدم. گرچه تا وضعیت نرمال هنوز حدود 8 کیلوی دیگه فاصله دارم ولی روحیه و جسمیه و فکریه ام نسبت به دو ماه قبل بهبود رضایت بخشی داشته. برای شما دوست عزیز و ندیده، هر شب دعا میکنم که ارادهی خودتون رو از دست ندید و مطمئنم می تونید شرایط رو دوباره مدیریت کنید و اون 20 کیلوی مزاحم رو شکست بدید.
خدا قوت
پاسخ:
سلام محمد عزیز! متشکرم به خاطر تحسینت و تبریک میگم که اینجور اساسی خودت را به چالش کشیده ای . دعای هر شبه را هم واقعا باور میکنم و به آن امید دارم
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۴۹ شراره شیری جیان
سلام نجمه جان
خیلی خوب احساس و حرفات رو درک میکنم . من خیلی رو فرم بودم ولی ناگهان در مدت چند ماه اضافه وزن شدیدی پیدا کردم. با اینکه هیچی نمیخوردم ولی هر روز که میرفتم رو ترازو وزنم نسبت به روز قبل بیشتر شده بود. خلاصه با مراجعه به پزشکان با تخصص های مختلف ، کاشف به عمل اومد که تیرویئد من شدیدا کم کار شده . دکتر بهم دارو داد ولی گفت این دارو 2-3 کیلو از وزن اضافه شده رو کم میکنه و باید بقیش رو خودت زحمت بکشی . زحمتهای زیادی کشیدم. کم میشدم ولی بازم برمیشگت یا اینکه از رژیم خسته میشدم و نمیتونستم نگهش دارم. خلاصه چند سال با این مشکل درگیر بودم و خیلی روشها رو امتحان کردم. تا اینکه یکی از دوستانم که همین مشکل رو داشت با رژیمی آشنا شده بود و انجام داده بود. نتیجه عالی هم گرفته بود. منم حدود 50 روز هست که این روش رو دارم انجام میدم. بسیار موثر بوده. 7 کیلو کم شدم. ضمن اینکه اصلا نباید تو این رژیم گرسنه بمونی. تنوع غذا ها دست خودت هست. اگر دوست داشته دستور این رژیم رو داشته باشی بهم بگو تا برات ایمیل کنم.
پاسخ:
سلام شراره جان ممنون از توجه و راهنماییت. منم بعد نوشتن این پست با رسیدن جواب آزمایشم متوجه کم کاری تیرویید شدم. راستش اینقدر رژیم دیدم که دیگه شدیدا ضد رژیم شدم! اگر دوباره رفتم تو فازش حتما بهت ایمیل میزنم
این کتاب رو بخوانید متوجه خواهید شد که چرا نمیشه با روشهایی که میدونیم لاغر شد و راه حل چیه :
http://madresefitness.ir/shop/book-products/acbook/
http://madresefitness.ir/
در مورد رژیم کتوژنیک و همچنین رژیم غارنشینی سرچ کنید
پاسخ:
ممنون کتابو دانلود کردم تا بخونم. شما خوندیش؟ میشه یه راه ارتباطی بذاری؟ 
سلام
اینقدر در مورد این چربیهای اضافه و کلسترول و اینها زیبا نوشته اید که احتمالا آنها هم دلشان نمی آید بروند.....حتما ویزیت دکتر تغذیه خوب برین .سر خود کاری نکنید.پیشنهاد من دکتر فاطمه کاسب🌺🌺🌺🌺
پاسخ:
قربان رویت دوست مهربونم
منم این مدت همین بلا به سرم اومده بود دوست جان. و هرچه بیشتر وزنم بالا میرفت به همون نسبت هم افسردگی میومد سراغم
خلاصه یک روز دیگه به این نتیجه رسیدم که یا مرگ یا لاغری :)
و شروع کردم به رژیم گرفتن البته اصولی و زیر نظر دکتر
الان شکر خدا نرمال شدم دوباره
تجربه من میگه که چاقی مثل اعتیاد میمونه
باید به یه مرحله ای برسی که به خودت بگی یا میمیرم یا ترک میکنم :)
قبل این مرحله هیچ رژیمی فایده نداره
پاسخ:
:‌)  یا میمیرم یا ترک می کنم!  نه هنوز خدایی به اون مرحله نرسیدم...علاجش آتش است!
من اهل کامنت گذاشتن نیستم ولی وقتی این متن رو توی فید خوندم، گفتم شاید خوب باشه که تجربه خودم رو در اختیارتون بگذارم.

اول از همه یه اپ روی گوشی نصب کنید که قدم ها روبشماره. خیلی از گوشی های جدید یه اپ برای دنبال کردن وضعیت سلامتی دارند. اگه گوشی شما نداره از اپ استور اپل یا گوگل پلی نصب کنید.

بعد هر روز میزان قدم هاتون رو چک کنید. برای من در هفته های اول همیشه زیر ۵۰۰ قدم بود و حسابی از تنبلی خودم ناراحت شده بودم و تصمیم گرفتم کم کم پیاده روی بیشتری داشته باشم.

الان در ۳۰ روز گذشته به طور متوسط روزی ۵ هزار قدم راه رفتم. بعضی روزها به ۱۵ هزار قدم هم رسیده اما گاهی مثل هفت روز گذشته و مشکلاتی که پیش اومد به طور متوسط زیر ۲ هزار قدم بوده.

هدف من رسوندن متوسط هر ماه به ۱۰ هزار قدم در روز هست. یعنی ۳۰۰ هزار قدم در ماه.

نتیجه؟ از اول تابستون تا حالا با حداکثر ۱ ساعت پیاده روی در روز و بدون هیچ هزینه ای یا هرگونه رژیم غذایی عجیبی، حدود ۷ کیلو کم کردم و تا آخر تابستون به ۱۰ کیلو میرسه و تا آخر پاییز به تناسب اندام خواهم رسید! وضعیت جوری شده که سایر افراد خانواده هم به پیاده روی روی آوردند! 

هر کسی میتونه ۱ ساعت از وقتش رو خالی کنه برای سلامتی خودش. کافیه کمتر به تلگرام و اینستاگرام و امثالهم سر بزنیم و کمی کمتر بخوابیم.

امیدوارم در حفظ سلامتی خودتون و از دست دادن اون بخشی از چربی ها که جزو خودتون نمیدونید، موفق باشید.
پاسخ:
متشکرم دوست عزیز که تجربه ات را با جزییات برایم نوشتی. اما اینجوری لازمه همیشه گوشی بهت چسبیده باشه درسته؟

با سلام
واقعا حستان را می فهمم چون خودم با این مساله درگیرم و میدانم شما راه های بسیاری را تجربه کردین پس راه حلی ارائه نمیدم اما فقط برای اینکه شاید کمی از اندوهتان کم شود میگویم به سایت دکتر کرمانی مراجعه کنید در انجا رکورداران کاهش وزن را می بینید که 40 ، 50 کیلو اضافه وزن داشته اند و موفق شده اند که به وزن ایده آل برسند آن وقت با خودتان میگویید 20 کیلو که چیزی نیست یه جور حس اینکه دیگرانی هم هستند که با این مساله درگیرن و مشکل من که چیزی نیست (شایدم من این حس رو داشتم) البته احتمالا الان حال خوبی دارین موفق و سلامت باشین
پاسخ:
ممنونم الهام جان ! از همدلیت ممنونم . بله خدا را شکر خوبم

۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۶ مریم بانو
سلام بانو
من از ابتدای تولدم هیچ گاه لاغر نبودم
هیچ وقت هم ازین بچه هایی که از فرق چاقی روی بازویشان خط افتاده هم نبودم البته.
از دو سال پیش که زندگی آپارتمانی را شروع کردم، روز به روز چاقتر شدم.
به قول شما 20 کیلو اضافه که ده کیلویش را نمی دانم حتی از کجا آمده،
زیاد پیاده روی میکنم، تحرک هم دارم، باشگاه می روم، به آن به چشم چیزی که قرار است تا یک ماه دیگر نباشد نگاه نمی کنم. تلاش میکنم کم کم بهتر غذا بخورم و بیشتر ورزش کنم و به بقیه اش کاری نداشته باشم.

سالم و سلامت باشید همیشه :)
در مورد سوالی که زیر کامنت من نوشتی:

بله، شما باید گوشی همراهتون باشه، اما نه همیشه.

من معمولا توی خونه بیشتر از ۵۰۰ قدم در روز بر نمیدارم. اون هم برای رفتن از اتاق کار به اتاق خواب، یا توالت و حمام و آشپزخونه. ۵۰۰ قدم خیلی نیست و اکثرا هم سعی میکنم گوشی روی سایلنت باشه تا حواسم به کارم باشه و خیلی کم بهش سر میزنم... همیشه سعی میکنم این ۵۰۰ قدم رو نادیده بگیرم.

اما وقتی بیرون از خونه میرم گوشی هم همیشه توی جیبم هست. موقع پیاده روی از هدفون برای گوش دادن به آهنگ استفاده میکنم و قدم ها شمرده میشه. چون این اپ ها برای شمارش قدم ها از سنسور ژیروسکوپ گوشی استفاده میکنند و همه گوشی های هوشمند هم این سنسور رو دارند، نیازی به اینترنت wifi یا data نیست. به نقشه ماهواره ای یا gps هم نیازی نیست. حتی سیم کارت هم روی گوشی نباشه مهم نیست. نحوه کار ژیروسکوپ بر اساس شتابی هست که به دستگاه موقع حرکت کردن وارد میشه پس هیچ هزینه خاصی نداره و استفاده ازش حتی برای افراد باردار هم خطرناک نیست چون هیچ امواجی از گوشی خارج نمیشه. فقط کافیه اپ رو روی گوشی نصب کنید و گوشی رو در دست نگه دارید یا توی جیب شلوار/مانتو/پیراهن بگذارید یا در کوله پشتی قرار بدید تا قدم های شما شمرده بشه.

اگر با همراه داشتن گوشی مشکل دارید میتونید از دستبندهای سلامتی یا حتی ساعت های مچی هوشمند که در بازار موجود هست استفاده کنید که البته من تجربه ای در این زمینه ندارم.

محض اطلاع، از زمانی که کامنت قبلی رو نوشتم تا حالا ۵ کیلو کم کردم. به عبارت دیگه از اول تابستون تا حالا یعنی در کمتر از ۴ ماه، حدود ۱۲ کیلوگرم کاهش وزن فقط با پیاده روی داشتم بدون هرگونه تغییر در رژیم غذایی.

البته این رو هم بگم که من چندروز به مسافرت رفتم و به طرز عجیبی ناپرهیزی غذایی کردم و حدود ۲ کیلو اضافه کردم که بعدا با پیاده روی جبران شد. الان هم یکی دو هفته ای هست که تغییری در وزنم متوجه نشدم. فکر کنم بدنم داره عادت میکنه و مقاوم میشه. تصمیم گرفتم چند روز پیاده روی نکنم و زیاد بخورم و باز هم یکی دو کیلو اضافه کنم و بعد دوباره پیاده روی رو شروع کنم.

محض اطلاع، من در حال حاظر فقط ۸ کیلو اضافه وزن دارم و از اول پاییز تا الان در کمترین وزن و سبکترین حالت خودم در طول همه ی دوازده سال گذشته هستم و این برای من خیلی جذابه و اعتماد به نفسم رو هم حسابی بالا برده و باعث شده در هر کاری به خودم بگم: من می توانم!

فقط اگه پیاده روی رو شروع کردید یادتون باشه که بدن هر کس با دیگری فرق داره. شما ممکنه سریعتر یا آرامتر از من وزن کم کنید. پس پیگیری و ناامید نشدن مهم هست. ضمنا اگه امروز ورزش میکنید، تاثیر اون رو در روزهای آینده میبینید و سریعا وزن کم نمیکنید چون طول میکشه تا این چربی ها از بدن دفع بشه. آب به مقدار زیاد بنوشید تا کاهش آب بدن به خاطر عرق کردن و نفس نفس زدن جبران بشه و دچار کم آبی نشید. مهمتر از همه اینکه زیاد به خودتون سخت نگیرید، اگه حوصله نداشتید پیاده روی نکنید. اگه وسط مسیر حالتون بد شد، برگردید خونه. ناامید نشید و حداقل یک ماه پیاده روی کنید. ضمن اینکه از دو ساعت قبل تا دو ساعت بعد از ورزش غیر از آب مخلوط با مقدار کمی نمک چیزی نخورید تا چربی های بدن آب بشه و قبل و حین پیاده روی حسابی آب بخورید. نمک مخلوط در آب برای جبران نمک از دست رفته حین عرق کردن هست. من در طول این دو ساعت قبل و بعد از ورزش حدود ۳ لیتر آب میخورم! اگه در این مدت چیزی غیر از آب بخورید، تبدیل به ماهیچه میشه و نه تنها وزن و سایز کم نمیکنید، بلکه آب کردن ماهیچه هم به این راحتی ها نیست. اگه یه موقع حالتون در طول مسیر بد شد، حتما یه شکلاتی کلوچه ای شربتی چیزی بخورید و استراحت کنید چون سلامتی شما مهمتر از لاغرشدن سریع هست‌ :)

موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی