گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۶، ۱۸:۵۸ - ناشناس
    ...
دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۰۷ ق.ظ

حال طبیعت خوب نیست...

کی اینچنین رقص بهار آغاز میکردی؟ 

تا یک شکوفه رو کنی صد ناز میکردی! 

ای دختر سبز زمین دیروزهای دور... 

با بوسه های آسمان لب باز میکردی

در برف و سرمای زمستان میشدی پنهان

با غمزه های دلستان رو، باز می کردی

نازت چه شد؟ مستوریت در برف و سرما کو؟

سوزی کز آن آهنگ گرما ساز می کردی؟ 

دلتنگ آن اطوار شورانگیزم ای زیبا

کاش آن چنانکه پیش از اینها بازمیکردی

 کاش آسمان را نای بارشهای رحمت بود

کاش از دل اندوه خود پرواز می کردی

 

 

 

!

 

غمگینم از این بهمن اردیبهشتی ...

میترسم از فردای زندگی...

شرمسارم از نکرده ها و کرده هایی که این همه آشفتگی را سبب شده...

شعر هم کلید بغض مانده در گلو نشد انگار...

*****

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: شعرهای من
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ بهمن۱۳۹۳ساعت ۲۱:۵۶ بعد از ظهر توسط سایه
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۱
نجمه عزیزی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی