گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...

روزنوشته ها

گاهی من...
آخرین نظرات
دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۳۷ ق.ظ

زمینِ خسته و آسمانِ خوددار...


  شاید "امید"، توهم باشد؛ اگر اینطور است ترس هم می‌تواند توهمی بیش نباشد؛ اما توهمی قدرتمند که گاهی فلجت می‌کند. در حالیکه از هراس نابودی و زیستن ناروا فلجم نگاهم را مثل هر صبح به شیرکوه می‍اندازم و میبینم که هنوز خشک و خسته هست و به همان رنگ آبی سرد و تابستانی.
  امسال حتی دعای بارن و برف هم برایم دشوار شده و احساس می‌کنم وقتی اینطور با بیرحمی خنجر را در سینه مادرمان فروبرده‌ایم و همه اندوخته‌اش را به باد داده‌ایم،‌ چرا چرا باز باران بیاید؟
 آسمان مثل ما بی‌ملاحظه نیست و خیال می‌کنم تدبیر کرده که چندی باران نیاید و باد نوزد؛ بلکه اساسی میان هنرهایمان احاطه شویم و از آنچه فراهم کرده‌ایم تا اعماق ششهایمان مستفیض شویم؛ بلکه آرام بگیریم؛‌ بلکه بنشینیم؛‌بلکه هیچ کاری نکنیم و به دست و دلهایی که می‌دانند و می‌توانند مجالی بدهیم که چاره‌ای کنند.
احساس میکنم این خشکسالی هولناک و این تن‌لرزه‌های پشت سرهم،‌ نه شعله‌های انتقام که ناله‌های بی‌رمق، پرمهر و مادرانه طبیعت است که:

بچه‌های من! رحم کنید!... به خودتان رحم کنید. 
***
حرفهای محقق داماد را در جستجوی عکس شیرکوه پیدا کردم و خیلی به دلم و فکرم نشست. کجا بودی تا حالا مرد حسابی؟ 









موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۱
نجمه عزیزی

نظرات (۴)

۱۲ دی ۹۶ ، ۰۹:۵۰ علی حسین‌زاده
خدا بهمون رحم کند. 
مملکت ما از نظر فکری و روحی خیلی جای زندگی نبود، الان دیگه از نظر فیزیکی و زیستی هم داره غیرقابل سکونت مشه. قبلا زیاد مشنیدم که برخی مگفتن ما کاری به سیاست و آزادی و... نداریم و داریم زندگی خودمان را میکنیم اما الان با این شرایط داره طوری میشه که دیگه نمیشه حتی زندگی خودت را هم بکنی. 
شاید وقتشه کسایی که میتونن به فکر وطن جدیدی برای خودشون و فرزندانشون باشن، قبل از اینکه دیر بشه. 
پاسخ:
ممنون از نظرتون   درد ما از خیلی وقت پیش فیزیکی و زیستی بود! ظهور مادی زندگی چهره روح اونه  و نشون میده که ماهیت اون روح چیه. . .   وطن را مگه میشه جدید کرد؟ :(  
۱۸ دی ۹۶ ، ۲۰:۱۸ Hamide._.Akbari
دارن آرنوفسکی امسال فیلمی رو به نام Mother! اکران کرده که یه فیلم فلسفی پیچیده هست و  نقدهای متفاوتی ازش وجود داره ( البته همه ی این نقدها به شاهکار بودن این فیلم معتقدند) و بازیگر اصلی فیلم ، خانوم جنیفر لارنس (دلبر دلبرها :)) درباره ی این فیلم گفته که منظور ازشخصیت مادر توی فیلم ، مادر زمین و فداکاری هاش هستش ...
خلاصه این که من این فیلمو برای سارا ریختم و فکر میکنم دیدن این فیلم بر همه ی ساکنان زمین واجبه... چون دیدن این فیلم باعث میشه ما از طریق تجربه ای که در حس های گوناگون انسانی داریم ، بتونیم زمین رو درک کنیم و اینقدر قلب زمین رو کدر نکنیم ...
مچکر :)

پاسخ:
ممنون حمیده جان ... حتما باید ببینمش. زنده باشی
پس چرا هرچی سر می‌زنم چیز جدیدی ننوشتی نجمه جان
دلمان تنگ است برای نوشته‌های نازت :)
پاسخ:
چشم زینب جان! گل روی ماهت، مشت میزنم توی چشم اهمال
جناب محقق داماد رو در رونمایی کتاب گل و گیاه در هزار سال شعر پارسی دیدم و به دلم نشست
صحبتهاش جالب بود برام
با عرض معذرت از این کوته اندیشی، شاید چون روحانی بود و حرفهای عاقلانه میزد برام جالب بود. آخه زیاد پیش نمیاد دیدن اینطور آدمها :)
پاسخ:
کماکان بزرگترین شهید انقلاب اسلام است و آخوندای درست و حسابی :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی